بایگانی

بایگانیِ دسته‌ی ‘کوته نوشت‌ها’

ظالمَم!

دسامبر 25, 2009 Mahda 13 دیدگاه

در قبال خودم، ظالم‌ترین آدم روی زمینم.

زندگی

دسامبر 25, 2009 Mahda 3 دیدگاه

زندگی قصه‌ی مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند: «فروختی؟» گفت: «نخریدند. تمام شد.»

از یک ایمیل دریافتی

سیاست داشتن یا نداشتن؟ مسأله این است!

دسامبر 25, 2009 Mahda 6 دیدگاه

آنان‌ که فکر می‌کنند دانا‌تر از آنند که در سیاست دخالت کنند، مجازاتشان این است که سلطه‌ی احمق‌ها را بپذیرند.

افلاطون

فانتزی

دسامبر 13, 2009 Mahda 5 دیدگاه

روی تختم دراز کشیده بودم. از صبح برق رفته گویا. یهو دیدم از گوشه‌ی اتاق، یه گربه‌ی قهوه‌ای – خاکستری اومد رد شد و رفت از اتاقم بیرون.

توهم زده بودم گویا.

اکتبر 9, 2009 Mahda 22 دیدگاه

آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش.
.
من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آن‌ها از روي عشق و علاقه مي‌رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي‌خوانند.

«دکتر علی شریعتی»

نگو «نفهم»!

جولای 2, 2009 Mahda 4 دیدگاه

به من بگو «نگو», نمی گویم؛ اما نگو «نفهم»، که من نمی‌توانم نفهمم, من می‌فهمم.

« دکتر علی شریعتی »

زنده باد استالین!

ژوئن 14, 2009 Mahda 6 دیدگاه

“مهم نیست به چه کسی رأی می‌دهی. مهم آنست که چه کسی رأی تو را می‌شمارد.”
کمی شرف داشته باشید و به خاطر این جمله زیبا, یک فاتحه برای ژوزف استالین بفرستید!

والاترین، آسان ترین، تلخ ترین

مارس 8, 2009 Mahda 3 دیدگاه

انسان سه راه دارد.
راه اول از اندیشه می گذرد؛ این والاترین راه است.
راه دوم از تقلید می گذرد؛ این آسان ترین راه است.
راه سوم از تجربه می گذرد؛ این تلخ ترین راه است.
«کنفسیوس»

Categories: کوته نوشت‌ها برچسب‌ها,

عید

مارس 4, 2009 Mahda 7 دیدگاه

هیچ فکر کردید فقط دو هفته تا عید مونده؟؟!
چقدر زود دیر می شود!!!

Categories: کوته نوشت‌ها برچسب‌ها

کیک و چای

فوریه 28, 2009 Mahda 8 دیدگاه

چقدر عصرانۀ مجردی به صرف کیک و چای می چسبد!

Categories: کوته نوشت‌ها برچسب‌ها