بایگانی

بایگانیِ دسته‌ی ‘مینی مال’

اشتغال!

ژانویه 10, 2010 Mahda 16 دیدگاه

سلام.

به سرعتی که گوز از جای مبارک خارج می‌شه، فکری به ذهنم اومد و تصمیم گرفتم بساط مینی‌مال نویسی رو از این بلاگ جمع کنم. زین پس در مهدائیسم مینی‌مالی منتشر نخواهد شد. برای انتشار مینی‌مال‌های این‌جانب بلاگی تعبیه شده به این آدرس که می‌تونید فیدش رو هم به گودرتون اضافه کنید.

اضافه کنم اینو هم که از این به بعد در «غر بزن» هم خواهم نوشت. توصیه می‌کنم فید این وبلاگ رو هم اضافه کنید به گوگل ریدرتون.

خلاصه که زین پس در مهدائیسم، هر چی می‌خونید جز مینی‌مال!

دسته‌ها:مینی مال

ژانر (1)

ژانویه 10, 2010 Mahda 10 دیدگاه

این آدمایی که هر سریالی که صدا و سیما – یا حتی فارسی وان – می‌ذاره، می‌شینن و می‌بینن.

تحریم

ژانویه 9, 2010 Mahda 5 دیدگاه

به بهشت نمی‌روم اگر حسن عباسی آن‌جا باشد.

می‌خوایم بریم عشق و حال و صفا، نمی‌خوایم .. شعر بشنویم که!

خود نمایی!

ژانویه 8, 2010 Mahda 4 دیدگاه

به تقلید از اینا، ته مینی مال‌هامون یه «مملکته داریم؟!» می‌چسبونیم که بگیم ما هم آره!

کفه‌ی قدرت

ژانویه 2, 2010 Mahda 25 دیدگاه

می‌گم “راست” چشه که همه‌اش حواله می‌کنن به “چپ”؟ خونش(همون آبش) رنگین‌تره یا قوی‌تره یا صبر ایوب داره یا چی؟

والله ما که تفاوتی حس نکردیم بین‌شون!

پاهای بلوریش!

ژانویه 1, 2010 Mahda 11 دیدگاه

خدایی نیگاش کنید! ببینید چه‌قدر cute و جیگره! قربونش برم!

احمدی طلا!

احمدی طلا! جیگر بلا!

عزرائیل

ژانویه 1, 2010 Mahda 9 دیدگاه

می‌گم اگه این جنبش ما عزرائیل رو هم طرف خودش داشت، الان اوضاع درست شده بود. خب مشخصه عزرائیل طرف اوناس! وقتی منتظری می‌میره، اون وقت جنتی هنوز زنده‌س!

من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود

دسامبر 28, 2009 Mahda 11 دیدگاه

«4 نفر در اغتشاشات امروز مُردند که یکی از اون‌ها از پل به پایین پرتاب شده که علت این واقعه در دست بررسی است. دو نفر دیگر در اثر تصادف مردند که شناسایی ضاربین در حال انجام هست. یک نفر دیگر هم به ضرب گلوله کشته شده که چون ما اجازه‌ی استفاده از سلاح گرم را نداشتیم، این واقعه مشکوکه و ما در حال تحقیق و بررسی درباره‌ی آن هستیم.»

خداییش مملکته داریم؟!

فقر و دین

دسامبر 22, 2009 Mahda 18 دیدگاه

آقا مسئلتن!

حدیثه که وقتی فقر از در خونه وارد می‌شه، دین از اون طرف خارج می‌شه.

بعد اگه کل خونه رو فقر بگیره و از اون در سعی کنن دین رو وارد کنن، فقر خارج می‌شه آیا؟!

دوران کودکی

دسامبر 14, 2009 Mahda 14 دیدگاه

چرا وقتی بچه بودیم، هر دختری توی فامیل ما رو می‌دید(از آبجی‌مون گرفته تا دختر عمه‌ی پسر دایی باجناق شوهر عمه‌مون!) می‌خواست لباس عروس – یا لباس زنونه، هر چی! – تن ما کنه و ازمون عکس بگیره؟ که چی بشه؟

من فلسفه‌ی این عقده‌ای که تو دلشون جمع شده رو نفهمیدم هنوز!