آشنایی با صاحب خونه!

من مهدا هستم. یک Teenager، یک پسر تهرانی. متولد 28 مهرماه 1373 هستم که می‌شه به عبارتی، دقایق ابتدایی 20 اکتبر 1994. اسمم عربیه و دوتا معنی داره:

  1. برج بلند
  2. سکوت و آرامش شب

من عاشق اسمم هستم!

من این بلاگ رو از 8 ژانویه 2009 شروع کردم. این اولین تجربه بلاگ نویسی من نیست. قبل از این‌جا در Be Yourself و پیش از اون هم در موریانه می‌نوشتم. ولی خب، در هیچ کدوم از این بلاگ‌ها “جدی” ننوشتم.

پسر با احساسی هستم، خیلی با احساس. یعنی حتی نمی‌تونید تصورش رو بکنید. این ویژگی‌ام توی برخی از پست‌های بلاگ، عجیب خودش رو نشون می‌ده.

این بلاگ تمام عقاید و اعتقادات، احساسات و عواطف، دانش و نظرات من رو در بر می‌گیره. این بلاگ نه یک بلاگ با نوشته‌های فلسفیه و نه بلاگی برای دانلود فیلم‌های روز دنیا! توی این بلاگ گاهی از روزهام و اتفاقاتم می‌نویسم و گاهی مقالاتی به قلم خودم رو منتشر می‌کنم، گاهی فیلسوف می‌شم و گاهی مینی مال نویس! در هر صورت این‌جا مهم ترین و ارزنده ترین دارایی من در دنیاست! با کسانی هم که کامنتی بذارن که خوشم نیاد، شوخی ندارم. اگر کامنتی بهم نسازه، بی برو برگرد پاکش می‌کنم!(اوه اوه چه خشن!!)

آدم شادی هستم ولی زندگی خیلی شادی نداشتم.

شاید هیچ علاقه‌ای در زندگی من جای هنر رو نگیره! عاشق خوندن کتاب و نویسندگی‌ام و معمولاً داستان‌های کوتاهم رو هم در بلاگ پست می‌کنم. موسیقی رو می‌پرستم. البته نه هر چرت و پرتی رو! کلاسیک، لایت، راک، هیپ هاپ و پاپ دهه 80 آمریکا، موسیقی مورد علاقه من رو تشکیل می‌دن. و البته حالم هم از رپ به هم می‌خوره. در ضمن متأسفانه فعلاً سراغ یادگیری موسیقی نرفتم و خودم در موسیقی دستی ندارم.

عاشق فیلم و سریال و تئاتر و کلاً هنرهای نمایشی هستم. معمولاً بیشتر زمان فراغتم با فیلم و سریال پُر می‌شه.

هیچ فصلی برای من پائیز نمی‌شه. برگ‌ها زیر پات خش خش صدا می‌کنن، بارون می‌باره، بارونی که روحت رو شستشو می‌ده و تو رو آماده می‌کنه که زیرش قدم بزنی و وقتی شسته شدی، بتونی دوست داشته باشی. پائیزها، من موجود دیگه‌ای می‌شم.(گرگینه نمی‌شم ها!!)

قدم زدن تنها فعالیت بدنی محبوبم هست. معمولاً فواصل خیلی طولانی رو هم پیاده می‌رم. چون زیاد از تاکسی سوار شدن خوشم نمی‌آد و در ضمن این تنها فعالیت ورزشی من محسوب می‌شه و برام مفیده، برای اینکه من در تمام مدت حضورم توی خونه، پشت کامپیوترم هستم.

خونه ما، آنچنان جای دوست داشتنی و راحتی برای من نیست. هرگز توش آرامش نداشتم و البته، هرگز هم نخواهم داشت! چون عقاید، احساسات و طرز تفکر من با هیچ یک از اعضای خانواده یکی نیست و نخواهد شد. به هر حال، من آدم رویا پردازی هستم و همیشه موقع خواب، نیم الی یک ساعت در مورد آینده‌ام رویا پردازی می‌کنم و تا وقتی که خوابم نبره، کوتاه هم نمی‌آم!!(می‌دونم احمقانه‌اس!)

من خیلی آدم توانایی نیستم. منظورم اینه که کارهایی که توشون عالی باشم، خیلی زیاد نیستند. ولی چندتا کار هستن که خیلی عالی می‌تونم انجامشون بدم و یکیشون دوست داشتنه. البته دست خودم نیست! تقصیر این ترازوی نامرده!

03-libra-sept14

همه ما مردای متولد مهر این جوری هستیم. چیکار کنیم دیگه… با احساسیم!!

خب، فکر می‌کنم همین قدر معرفی کافی باشه. در صورت لزوم آپدیت می شه.

آخرین به‌روز رسانی در تاریخ 16 شهریور 1388(7سپتامبر 2009)

  1. امین غیاثی
    ژانویه 22, 2009 در t 21:15 | #1

    متولد 28 مهر 1387؟
    یعنی تو الان چند ماهته دیگه با این حساب؟ زود به حرف اومدی!

  2. فوریه 23, 2009 در t 11:57 | #3

    oooooooooppppssssss

  3. مارس 8, 2009 در t 00:06 | #4

    وووووووووییییییییییی ! من فکر کردم مهدا نام دخمل است ! شگفتا بر این روزگار ! شگفتا !

  4. محمدعلي قيصري
    می 24, 2009 در t 11:18 | #6

    سلام مهدا جان .
    خسته نباشي .
    بابا اي ول .
    حال كردم با اين وبلاگت .
    موفق باشيد .

  5. Faraz
    ژوئن 11, 2009 در t 01:03 | #7

    Mahda Khan
    Energye mosbati dare sitet … amma man ba filter shekan oomadam toosh;) mamnoon babate tarjomeye fasle 6 lost
    omidvaram be oon chizi ke fekr mikoni layegheshi beresi ke hatman miresi

    • اکتبر 15, 2009 در t 20:59 | #8

      سلام فراز جان.

      ممنونم. البته من فصل 5 رو زیرنویس کردم. منتظر زیرنویس فارسی برای تک تک اپیزودهای فصل 6 در روز پخشش باشید! ;)

      راستی بلاگم هم فیلتر نیست. نمی‌دونم چرا بافیلتر شکن اومدی. با این حال خوش اومدی!

      به هر حال خوش‌حالم که زیرنویسام مورد توجه شما و دیگر دوستان قرار گرفته.

      موفق باشی

  6. جولای 2, 2009 در t 15:16 | #9

    درود بر مهدای عزیز

    رفیق از آشنایی با خوشبختم علایقمون هم توی یک مایست جز اینکه سریال لاست را حذف کن و به جای فوتبال هم شنا

    رئال را هم شدیدا پایه ام امسال که با ستاره های جدیدمون چشم بارسایی ها را در اوردیم حالیشون میشه 6 تا که سهله باید بریم تو فکر 66

    راستی چه خبر از عزیزان علامه حلی؟ هنوزم مشغولند؟

    • اکتبر 15, 2009 در t 20:59 | #10

      به رئالی هستی پس!! D:

      من مثل گربه‌ام از شنا می‌ترسم!!!

      بله هنوزم بر و بچ حلی مشغول سفر به فضا هستن!! D:

  7. جولای 6, 2009 در t 09:10 | #11

    یک کلمه میگفتی سمپادی همه چی معلوم می‌شد. از چند روز قبل با فید می‌خونمت. معلومه که خیلی حوصله داری و وقت میذاری. ممنونم.

    • اکتبر 15, 2009 در t 21:02 | #12

      گفتم دیگه سمپادی‌ام! D:
      متشکرم لطف داری که این‌جا رو دنبال می‌کنی. :)

  8. بهنود
    آگوست 9, 2009 در t 14:12 | #13

    مهدا پورمهدي : يك دوست واقعي …يك مبارز واقعي و البته يك سريال بين حرفه اي !!!!!

  9. آگوست 10, 2009 در t 17:36 | #15

    بله داداش!ما فامیلی سمپادی هستیم…!!!!(من رو که می دونی!سردستشونم…!!!!)
    معرفی جالبی بود!مختصر و مفید

  10. آگوست 28, 2009 در t 15:29 | #17

    قدم زدن…قدم زدن… عاشقشم…
    اینجا رو الان خوندم… اما نفهمیدم مهدا کیست…

  11. Leo
    آگوست 29, 2009 در t 10:17 | #19

    مهدا یعنی چی ؟

    من هر سری اومدم اینجا نظر بدم ، نظرم رو خوردم !
    محروم موندی دیگه…

    • اکتبر 15, 2009 در t 21:04 | #20

      قبلاً ننوشته بودمش؟ عجب!
      الان پست رو کامل کردم، فهمیدی یعنی چی؟!‌ ;-)

  12. Leo
    آگوست 29, 2009 در t 11:24 | #21

    فهمیدم بابا ! P:

  13. آگوست 29, 2009 در t 19:17 | #22

    چه کاری رو بلدی اینقدر خوب انجام بدی که هیشکی دیگه نتونه؟

  14. Unknown Being
    سپتامبر 9, 2009 در t 23:23 | #24

    بینم مهدا شماره این خوشکله رو داری؟

  15. سپتامبر 11, 2009 در t 17:55 | #25

    سلام
    كارت عاليه
    ادامه بده
    .
    .
    .
    هميشه موفق و پيروز باشي

  16. سپتامبر 12, 2009 در t 15:34 | #26

    بابا احساس… :D
    چطوری؟

  17. سپتامبر 22, 2009 در t 04:47 | #27

    سلام مهدا
    خوبي
    به جان خودت اولين باره اسمت به گوشم مي خوره . ..!
    اول از نوشتهات گفتم كه سنت بالاي 30 ايناجا امدم ديدم كه نه بابا هم سنيم كه
    باريكلا كارت حرف نداره

  18. Leo
    سپتامبر 23, 2009 در t 18:14 | #28

    teenage…

    انجا کامل ترم شده ! ایندفعه بهتره ، اما من هی قصد ندارم “درباره ی خودم” رو پس بیارم ! یه چیزی شبیه نفرت به خودم…

    ؛) !

  19. سپتامبر 29, 2009 در t 19:22 | #29

    سلام مهدا جان….خوشبختم :)
    به به متولد مهرم که هستی :-* مثه من !
    به به چه علایق ِ خوبی :-*
    تولدم پیش پیش مبارک داداشی :)

  20. سپتامبر 29, 2009 در t 19:26 | #31

    راستی خوبی از خودته داداش ;)

  21. سپتامبر 30, 2009 در t 19:02 | #32

    سلام برادر!!!
    خوبی؟
    میشه یه خواهش کنم؟
    اگه میشه:
    “آدم شادی هستم ولی زندگی خیلی شادی نداشتم.”
    اگه میشه اینو پاکش کن،
    به دو دلیل که اولیش به من ربطی نداره:
    1- نسبت به متن پرت است و خواننده را از حس و حال نوشته ات بیرون می برد.
    2- خوب بزرگه(همون خره خودمون) این چه جمله ایه که نوشتی اون جا، گند می زنه تو روحیه خواننده و کلا حال گیری اساسی می کنه، اگه میشه پاکش کن.ناراحت نشدی خودمونی شدم که؟ اگرم شدی به … :D

    • اکتبر 1, 2009 در t 21:55 | #33

      حداقل جاشو عوض کن، گند زده تو پاراگراف بعدیش، آدم از اون حس پارا بالایی می خواد بره پایینیو بخونه و بره تو حس که اون جلوشو میگیره و کاملا در میاره.

    • اکتبر 15, 2009 در t 21:08 | #34

      نه پاکش نمی‌کنم. برای چی پاکش کنم؟ خواننده قراره بفهمه من کی هستم، دنیا هم گل و بلبل نیستش که! ;)
      بی خیال بابا… غریبی روت تأثیرات منفی گذاشته ها! :دی :پی

  22. علی
    اکتبر 5, 2009 در t 17:39 | #35

    سلام مهدا جان دیروز وبلاگم رو راه اندازی کردم . به نظرم خوبه اما به گرد پای شما هم نمیرسه.

  23. اکتبر 5, 2009 در t 20:46 | #36

    غریبی وجودته:D

  24. گلنوش
    اکتبر 16, 2009 در t 12:48 | #37

    معرفی صادقانه وخیلی خوبی بود

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.