ضع+یف
اون قدر موجود ضعیفی هستم که یه روان نویس که leak داره هم اعصابم رو در حدی به هم میریزه که بخوام کلهام رو بکوبم به دیوار! حالا این موضوع رو این طور در نظر بگیرید: چند روان نویس که مدام دارن میرینن به کاغذات و مامانت که در فاصله چند متریات داره هی naging میکنه. موس کامپیوترت که امونت رو بریده و وقت نداری بری پایتخت و یه موس جدید بگیری! اصلاً اعصابی برات نمیمونه. میمونه؟!
Categories: روزنوشتها و دل مشغولیهای شخصی



سلام
ضعف یک عنصر ثابت شخصیتی همه ماها است
شدت و حدت دارد ولی همیشه وجود دارد
بعضی وقتها هست گاهی اوقات نیست
چه بهتر که سعی کنیم کشف کنیم که اوقاتی را که نیست تقویت کنیم
و به آن بیافزائیم.
نه.. نه.. نه.. نمی مونه… ولی چاره چیه؟!!!! یک نوشت افزاری خوشگل که از چرخ زدن توش لذت ببری و چند تا روان نویس سر پنبه ای بخری .. بعد یه موس خوب و خوشگل.. چند تا ماچ قلمبه از مامان که غر زدن یادش بره و بعد بری تو اتاقت و در رو ببندی و یه موسیقی بی کلام دبش بذاری که هم خستگیت رو فراموش کنی و هم صدای غر رو بتونی خنثی کنی و در آرامش به پاکنویس کردن جزوه هات بپردازی…. ابنجوری شاید زندگی لذت بخش تر بشه.. بالاخره که کس نخارد پشت من.. جز ناخن انگشت من!!!!
آهان! این همون قضیهی نوشابه باز کردن برای خودمونه!
اینو هستم. عملیاش میکنم!
بیا، راه حل از این عملی تر!
عجب مشکلات فزاینده ای داری پسر !!!؟
بنظر من اگر یکبار کله ات را بجای شعار دادن در عمل به دیوار بکوبی !! نه تنها دردی که احساس می کنی تو را واقع بین تر می کنه بلکه قسمت تزریق فسفر مغزت که گرفته شده باز می شه و سه سوت می ری مشکلاتت رو حل کرده و مزاحم آرامش اعصابت هم نمی شی !!!!
ایدهی خیلی خوبیه. ولی جرأتش رو ندارم!
با نظر پاپوش موافقم چیز دیگه ای نمی گم
مهدا جان من یه مدت کم میومدم اینترنت از بس که اعصابم خورده !
دیگه میام
سلامت باشی.
یه راه دیگه هم علاوه بر این راه های شیک و خشن و آموزنده ی پیشنهاد شده اینه که بزنی به طبل بی خیالی
وینک
این یه قلم از عهدهام تا حدودی بر میآد!
تو ضعیف نیستی فقط داری به خودت تلقین می کنی که ضعیفی مثل من که همش فکر می کنم می ترسم از اتفاقات جدید
همه این قدر کامل و جامع گفتن که دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه .
من این طور موقع ها اول سرم رو واقعا میکوبم به دیوار و بعد هم میرم یه سری از کارهایی رو که پاپوش گفت انجام میدم و اعصابم رو آروم میکنم .
اصلن بزن برین تو همش بره!
(نمی دونم چرا می ام تو وبلاگ تو اینجوری می شم من. فقط اینجا اینجوریم ها!)
ای بابا چهقدر مفیدم من!
درست میشه ! این نیز بگذرد
موس رو از نزدیکترین بقالی محله میتونی تهیه کنی
ترام! بقالی محلهتون چه قدر پیشرفتهاس!
اعصاب e فلزی…
مثل جیوه !
نیاز است!
یعنی جدا دلت می خواد اعصابت عین جیوه باشه ؟ هی سر بخوره بریزه اینور مغزت ، تو گوشت ، دماغت…
کجاش بده؟!
خوشگل هم هست!
چه خبره؟ بازم آخر هفته وعصبانیت؟ دختر هم نیستی که به مسائل دیگه ربطش بدیم. کشیدن نفس عمیق و شمارش تا بینهایت اکیدا توصیه میشود.
1…2…3…4…5…6…7…8…9…10…
مهدا راهش اینه که خودکارو از پنجره پرت کنی بیرون ، به مامانت بگی “مامان یه لحظه لطفا ساکت میشی” و موستو هم بکوب به دیوار دا دلت خنک شه
P.S: :خط کـ..(خط قائم + کـ..)
این راه رو به شدت میپسندم!