تجسم، تصور، Whatever
سلام.
leo خیلی وقت پیش منو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده بود که من با بدقولی هرچه تمامتر و پس از مدتی طولانی، در این بازی طبق وظیفه شرکت میکنم! این توضیحات بازی هست که از وبلاگ خودش برداشتم:
بازی اینجوریه که شخص بازی کن باهاس ، کسی که دعوتش کرده + 7 الی هر چند نفر از دوستاشو که لینک داره بهشون یا کلا زیاد دید و بازدید بلاگی دارن رو وصف کنه ! حالا این وصف بدین نسق است که باید هر چیزی که از فردش تو ذهنش می یاد رو بگه ، چه واقعی باشه چه نه ! [به افراد توصیف شده لینک بدهید ] [کسانی که توصیف شدن حتما به بازی دعوت اند+ هر کس دعوت شد !!]
و اینکه فرد وصف شده در صورت تمایل می تونه اشتباهات رو اصلاح کنه !!
leo: یه پسر با قد متوسط(حدوداً 170 سانتیمتر)، موهای قرمز سیخ سیخی، با یه دندونی که لقه و نمیافته. مدام در حال خوندن کتابهای فلسفی!
sahel: یه دختر لاغر و ناز. به شـــــــدت شیطون! (یعنی از اونا که پدر ملت رو در میآرن. چنانچه که حقیقتاً هم همینطور هست!) همیشه هم لباسهایی میپوشه با این ترکیب رنگهای قرمز، صورتی، نارنجی، بنفش و هر رنگ جیغ دیگری که فکرش رو بکنید! از نظر اخلاق چیزی شبیه اینه:
علیرضا: قدبلند، لاغر، مؤدب و سربهزیر در کلام؛ اما شیوا و فصیح در نوشتن. معمولاً اون رو در خلوت خودش با یه کتاب در دستش میتونید پیدا کنید. برخلاف تصور، عینکی نیست. یه ته ریشی هم داره! انگلیسی رو هم با لهجهی خوبی حرف میزنه.
الهام: کسی که میتونه در آینده یک مادر ایدهآل باشه. احتمالاً استاد دانشگاهه. از کفش پاشنه بلند بدش میآد و راحتی رو به زیبایی ترجیح میده. خیلی متین و مؤقره و همیشه با دقت و احتیاط رانندگی میکنه(برعکس اکثر هموطنان گرامی!)
شاد افسرده: ریز نقش و کم حرف و گوشه گیر. خیلی حالیشه. میفهمه خیلی چیزا رو ولی خیلی بروز نمیده. عاشق رنگ آبیه. شنا بلد نیست. کلاً هم اهل ورزش و اینا نیست. بیشتر تمرکز میکنه. مخش زیاد کار میکنه. واسهی همین خیلی چیزا رو میفهمه که دیگران از درکش عاجزند!
یاسر: ریش پروفسوری با یه تیریپ اتوکشیده داره. همیشه کیف سامسونت دستشه. معمولاً آخر هفتهها با دوستاش میره سالن، فوتسال میزنن! متأهله و یه حلقهی ساده دستشه. زندگی خوبی داره در کل!
دونفر: اسکی دوست داره. همهاش عینکهای گرون و خفن میخره. به تیپش خیلی میرسه. با اینکه سنش مناسبه، ولی نمیخواد ازدواج کنه. از زندگی مجردی بیشتر لذت میبره. در زمینهی شغلی خیلی موفق بوده. اما توی مدرسه همیشه یه پاش میلنگیده، توی دانشگاه هم با پیچوندنهای فراوان مدرک رو گرفته!
پاپوش: چهرهاش خیلی از سنش مسنتره. اما روحش خیلی جوونتره(احتمالاً چون ازدواج نکرده جوون مونده روحاً!
). گاهی یه ترشحاتی از مغزش میزنه که اونو به فلاسفه شبیه میکنه. موهاش قهوهای خرمائیه. ولی هر از چند گاهی برای تنوع، رنگ میکنه. عاشق کفش پاشنه بلنده. یه لحظه از لوازم آرایشیش دور نمیشه خدایی نکرده!
ولی همیشه مهربونه واسهی همین خیلی همه رو جذب میکنه.
دل زده: در لحظهی اول آدم گرمی به نظرت نمیآد. ولی بعدش باهات ایاق(ایاق درسته یا عیاق؟!) میشه. خوشتیپه و خیلی جوون به نظر میرسه واسه همین متوجه نمیشی چند سالشه و اشتباه میکنی. شلوار لی از بهترین دوستان این فرد هست(!) و غالباً با شلوار لی دیده شده. پینگ پونگ باز خوبی هم هست! از فوتبال متنفره! رنگ ارغوانی رو هم به شدت دوس داره.
در پایان، باید بگم که توی این نوشته خب باالطبع شوخیهایی با بعضی از دوستان کردم که امیدوارم درک کرده باشن و موجب ناراحتیشون رو فراهم نکرده باشه. منم آماده دریافت تیکهها و شوخیهاشون هستم. ![]()
بعدش هم یه نکتهی دیگه: دوستان من در اینترنت خیلی زیادن و من نتونستم به خودم اجازه بدم که بیش از 8 نفر رو انتخاب کنم. به بزرگی خودتون ببخشید.




قد بلند رو درست گفتی ! آفرین ! تقریبا هم لاغر هستیم ( بالاتنه داره میزنه تو ورزشکاری لامصّب ) . ولی رفیق ، سر به زیری در کلامم کجا بود ؟ تقریبا در هر 3 ثانیه ، 2 تیکه از زبانم شلیک میشه که سعی میکنم مقصدش رو از حد مجمع برادران مسلمان متجاوز نکنم !
آره تقریبا ، در دست راست یک کتابه و در دست چپ موس کامپیوتر که داره فیلم و سریال رایت میکنه . ته ریش رو گل گفتی پسر ، در عجبم از زیر این مقادیر انبوه ریشی که تو آواتورم هست تو چه جور تهشو نشونه گرفتی ! انگلیسی رو هم خوب اومدی
اصولا استعداد عجیبی داری تو ، من سر جمع 5 تا نظر ندادم برات ولی تو شخصیت منو چپ و راست کردی !
حتما شرکت میکنم !
ما اینیم دیگه!!!
سلام
)
)
برای بار سومه کامنت میذارم . همه اش پریده
آنچنان لاغر نیستم ولی تپل هم نیستم اصلا (از نظر خودم البته
در مورد رنگ ها هم صد در صد حق با تو هست .
خـــــــــــــــــــیلی خوب تشخیص دادی .
.
.
.
امیدوارم این یکی هوس پرواز به سرش نزنه
ها!!! من اصلاً سلطان غیب گوئیام! پروفسور تریلانی هستم در خدمت شما!
ببین، خیلی ممنون که در باره من هم نوشتی و منو دعوت کردی. سعی میکنم شرکت کنم. ولی… اگه در مورد خودم افشاگری کنم، ابروی خودم میره چون اون موقع نمی تونم علت این برداشتهای شما رو برای خودم توجیه کنم. ممنون دوست من
عجیباً غریبا!!
به هر حال منتظر برداشتت از من هستم.
در مورد مادر خوب شدن الان نمی تونم رد یا تایید کنم اما کاش درست گفته باشی، خیلی برام مهمه که توی این زمینه خوب باشم.
در مورد ترجیح دادن راحتی به زیبایی گل گفتی، آره از کفش پاشنه بلند متنفرم. به نظر می رسه علم غیب داشته باشی!
متین و موقرم تا یه حدی راست گفتی، بیشتر از اونجایی میاد که جدی هستم.
اما در مورد رانندگی، راستش سعی می کنم آدم باشم، اما در دل و ضمیر ناخودآگاهم شدیداً رانندگی خرکی رو دوست دارم!
من کف کردم مهدا، خیلی برام جالب بود که کسی تا این حد بتونه منو کشف کنه، با احتساب اینکه ما حتی با هم چت هم نکردیم! رموز کارت رو لو بده لطفاً
کلاسهای غیب گوئی آموزشگاه مهدا آغاز شدند. سومیها بشابید!
آقاجان میگم من باید اصلاً روانشناس بشم!!! به خدا!!
اوهوم. کاملن صحیح بود. البته به استثنای قسمت سالن و تاهلش.
اصولن ما جز حرکات پیچشی در خواب ورزش دیگهای نمیکنیم
حلقه هم دستمونه ولی دست راسته. البته این حلقه تا الان خیلیها رو پیشونده. خدا حفظش کنه.
ممنون که وصفیدیمون
آقا منم راه به راه دخترا واسهام توی خیابون میافتن زمین!
این حلقهها جواب میده امتحانشون کنم؟!
وااااااای!! چه باحال بوده اینجا… من حسابی گرفتار بودم.. بعدا برات می نویسم چه جوریم..
D:
ممنون که بازی کردی !!
خواهش میکنم!
نگفتی درست گفتم یا نه؟
واقعیت ها رو کتمان می کنیم…
تصورت با مزه است بزار بمونه…