دو کتاب بی نظیر از گی راشه و جورج اورول
سلام
بعد از شرایط و وضعیت این روزهای ایران, وضعیت روحی بسیار بدی پیدا کردم و این روزها, دائم به دنبال راهی برای درمان روحی خودم هستم. بنابراین دیروز تصمیم گرفتم مثل هدی چندتا کتاب خونده شده و خونده نشدهام رو از قفسه کتابهام بکشم بیرون و یک تورقی بزنیم! دو کتاب متورق(!) به طرزی باورنکردنی در روحیه من اثر منفی داشتن و بار اندوه فراوانی رو روی شونههای من قرار دادن! در ادامه پست این دو کتاب رو بهتون معرفی میکنم…
چهارتا کتاب(سه تا خونده نشده و یه دونه خونده شده) رو انتخاب کرده بودم برای خوندن که دوتاشون رو فعلاً تموم کردم و قصد دارم دربارهشون براتون بنویسم.
اول رفتم سراغ کتاب “کوروش خورشید ایران زمین” نوشته گی راشه. این کتاب همونطور که در پشتش نوشته شده, به حکومت و زندگی سیاسی کوروش نپرداخته و روی زندگی عاطفی و خود کوروش مانور داده. از زیباییهای داستان بیشتر نمیگم تا ذرهای از جذابیتهاش براتون از بین نره.
کتاب پر از احساسات نابی هست که گاهی حتی اشک من رو به عنوان یک پسر در میاره. جالب اینه که راشه, نویسنده فرانسوی این کتاب, به قدری در مورد زندگانی کوروش مطالعه کرده و به قدری زیبا و خوش, قلمش رو به حرکت در آورده که موقع خوندن کتاب گذر زمان رو احساس نمیکنید و در میان این بی زمانی, به زمان 2500 سال پیش هم سفر میکنید!
فکر میکنم به عنوان یک جوان ایرانی باید اسطورههای کهن و نامدار سرزمینم الگوی من باشند که در سرتاسر دنیا شهره خاص و عاماند و کوروش مشهورترین, بلندآوازه ترین و والاترین اونهاست. با اینکه این کتاب روحیهام رو بهتر نکرد, بلکه بدتر کرد(به دلایل کاملاً شخصی!) اما به همه شما کسانی که به سرزمین خودتون عشق میورزید, فارغ از اتفاقات این روزها و فارغ از هر حسی که نسبت به کشور خودتون پیدا کردید به دلیل ناکارآمدیها, بی منطقیها و جفاهایی که شاهدش هستیم, به همه شما هم وطنان عزیزم خوندن این کتاب زیبا رو توصیه میکنم تا یکی از اسطورههای تاریخی کشورمون رو که الگوی همه مردمان جهان هست, بهتر بشناسید و به هنر این نویسنده هم آفرین بگید.
(ببخشید که عکس کتاب در بازار ایران رو پیدا نکردم. بنابراین عکس نسخه فرانسویاش رو براتون قرار میدم)

کوروش خورشید ایران زمین
نویسنده: گی راشه(Guy Rachet)
مترجم: محمد مجلسی
نشر دنیای نو
تعداد صفحات: 280 صفحه
قیمت: 4500 تومان
جهت اطلاع: من خودم این کتاب رو از نمایشگاه کتاب سال 1386 خریدم. بنابراین از اینکه کدوم کتاب فروشی این کتاب رو در حال حاضر میفروشه مطلع نیستم.
مشخصاتی هم که از کتاب ذکر کردم مربوط به نسخهای هست که خودم دارم.
**********
بعد از کتاب قبلی به سراغ مزرعه حیوانات, یکی از به یاد ماندنیترین آثار جورج اورول رفتم تا برای چهارمین بار بخونمش. شاید فکر کنید ممکنه برام تکراری شده باشه. ولی اتفاقاً در شرایط امروزه و با توجه به اتفاقاتی که پس از انتخابات افتاده, ارزش این کتاب رو بیش از پیش درک کردم و الان کاملاً بهم ثابت شده که “مزرعه حیوانات”(Animal Farm را “قلعه حیوانات” نیز ترجمه کردهاند) نه تنها یک شاهکار ادبی, بلکه یک شاهکار سیاسی – اجتماعی نیز هست.
نمیدونم چه قدر این روزها اخبار رو دنبال میکنید. ولی اگر به جنبشهای این روزهای طرفداران اصلاحات در کشورمون و اتفاقاتی که ظرف این چندسال اخیر _ مخصوصاً یک ماه اخیر _ افتاده توجهی کرده باشید و مقداری تاریخ انقلاب اسلامی ایران رو هم دنبال کرده باشید, به راحتی میتونید به جای شخصیتهای این شاهکار اورول شخصیتهای حقیقی دنیای سیاست کشورمون رو جای گذاری کنید! مثلاً با خوندن کتاب کاملاً میتونید یکی از شخصیتهای امروز ایران رو به جای شخصیت “ناپلئون” در این داستان جایگزین کنید!
این کتاب ماکت یک انقلابه. بار اول و دومی که خوندم, میدیدم که انقلاب ما چقدر شبیه به روند داستانی این کتابه. ولی وقتی پس از وقایع روزهای گذشته که قلب خودم رو هم به درد آورده این کتاب رو بازخوانی و مرور کردم, فهمیدم که نه… این کتاب خود انقلاب ماست! خط به خط, فصل به فصل, ریشه و خط مشی انقلاب ما درش مشهوده و این برای من عجیبه که یک نویسنده چقدر میتونه هنرمند و در عین حال از نظر اجتماعی – سیاسی, یک تئوریسین قدرتمند باشه.
داستان کتاب از این قراره:
“در مزرعهای در انگلستان, حیوانات زیادی زندگی میکنند که از وضع زندگی خود و رفتارهای ارباب جونز, صاحب مزرعه بسیار ناراضیاند. آنها زندگی سختی دارند و روزبهروز ظلم و ستم را بیش از پیش حس میکنند. شبی خوکی به نام “میجر” که حیوانات مزرعه او را بزرگ و رهبر خود میدانند و او را “میجر پیر” صدا میکنند, در اوج پیری خوابی را که چند شب پیش دیده برای حیوانات تعریف میکند. این خواب حکایت از آن داشت که روزی حیوانات به آرزوی دیرینه خود, یعنی استقلال و رهایی از دست انسانهای ظالم دست یافتهاند. میجر پیرحیوانات را در همان شب به انقلابی بر علیه ارباب جونز تشویق میکند و سخنان او سرمشق حیوانات مزرعه میشود و در مدت کوتاهی پس از مرگ میجر, جونز را از مزرعه بیرون میکنند و نام مزرعه را به “مزرعه حیوانات” تغییر میدهند.
اینکه این انقلاب چجوری اتفاق میافته, افرادی که در مسیر این انقلاب نقش ایفا میکنن و تغییراتی که در آرمانهای این انقلاب میدن, واقعاً مثل مسیر انقلاب ایرانه.
بعداً نوشت(به رنگ قرمز است): اکثر منتقدین در مورد شخصیت «میجر» یکی از این دو طرز فکر رو دارن.
- گروه اول میجر رو مظهر و نماد مارکس و مارکسیسم میدونن.
- گروه دوم هم میجر رو مظهر و نماد لنین و لنینیسم میدونن.
در این مورد هم نقدها و مطالب بسیار خواندنی و جالب هستن اما مجالش در این پست نیست. اما بعدها حتماً به این موضوع خواهم پرداخت.
پیشنهاد میکنم اگر به داستانهای سیاسی – اجتماعی علاقه دارید, لذت مطالعه قلم شیوای جورج اورول, به خصوص در کتاب مزرعه حیوانات رو از دست ندید.
متأسفانه جلد این کتاب خودم رو باز هم گیر نیاوردم. بنابراین جلد اصلی کتاب رو براتون قرار میدم. با کلیک روی عکس جلد کتاب, صفحه مخصوص این کتاب در ویکی پدیای فارسی باز میشه که خوندن مطالب اونجا هم خالی از لطف نیست.
مزرعه حیوانات
نویسنده: جورج اورول(George Orwell)
مترجمان: صالح حسینی, معصومه نبی زاده
انتشارات دوستان
تعداد صفحات: 158 صفحه
قیمت: 1800 تومان
جهت اطلاع: من این کتاب رو از شهر کتاب نیاوران(همون بزرگ خوشگله که پاتوقمه!!!) حدوداً بهار 1387 خریدم. احتمالاً هنوز هم نسخهای که من دارم در اونجا موجوده. پیشنهاد هم میکنم همین نسخهای که من دارم و مشخصاتش رو بالاتر ذکر کردم رو تهیه کنید چون در انتهای کتاب(پس از پایان داستان) نقد جالبی هم داره که خوندنش باز هم خالی از لطف نیست.
**********
خب ممنونم که این پست طولانی رو خوندید. خودم فکر نمیکردم این قدر طولانی بشه! ولی فکر میکنم اگر این دوتا کتاب رو بخونید, لذت وافری از هنر این دو نویسنده ببرید.
.jpg)



مهدا خان ، من کتاب قلعه حیوانات را زمانی خوانده ام که تقریباً قاچاق و غیرقانونی بود !!! درسته که اسامی یادم نمونده و با خواندن نام ناپلئون بفکر فرو رفتم که کدام شخصیت بود !!؟؟ ولی باید بگویم که من هم در آن زمان حسی داشتم که تو حالا داری !!! این نشان از پردازش خیلی قوی برای یک حرکت اجتماعی و سیاسی است !! مانند داستانهای کلیله و دمنه که چکیده ای از فرهنگ ماست که به زبان حیوانات بیان شده است !! چند وقتی است که دوست دارم این کتاب را دوباره بخوانم ولی فرصت نمی کنم !! کتابی که من دارم شاید خرید سال 62 – 63 باشد و …!!!؟؟!! تقریباً وقتیکه هم سن حالای تو بودم !؟!؟!
تو می تونی انجمن رو باز کنی؟
این قدر کتاب نخونده دارم که نگووووووووووو و نپرس .
ولی این رو هم بهشون اضافه میکنم . در اولین فرصت میخرم و میخونم .
این کتاب یک قاب بندی برای تفکرات یک جامعه پست است و برای همین حیوانات را در تقابل انسان قرار داده است !! این کتاب یک کتاب آموزشی – سیاسی است !!! و نویسنده از یک نگاه بالا آن را نوشته است ، ارزش این کتاب در کشورهای جهان سوم بیشتر درک می شود تا کشوری مانند آمریکا !!! داشتن روحیات شخصی ، نداشتن اطلاعات کافی ، نیاز به آزادی از نوع حسی و … پارامترهایی هستند که در کشورهای جهان سومی نمود بیشتری دارند و برای همین ملت های این کشورها بجای سطح زندگی و دیدگاههای بزرگ و … روی نقاط سیاسی و نکات کوچک زوم می کنند و همیشه در انقلاب و مسایلی از این دست موفق هستند ولی در زمان استقرار باز همان کاستی های خود را بروز می دهند ، علایق شخصی و اطلاعات ضعیف و غیر ساختاری و سوءاستفاده از آزادی های حسی و … تا اینکه داستانی شبیه قلعه حیوانات که نشان دهنده دورِ باطل ملت های ردیف پایین در رسیدن به خواست و جایگاه سیاسی است پدید می آید !!! خواندن این کتاب می تواند علاوه بر شرایط حاکم بر دُولِ مِللِ درجه سوم !!! ترسیم کننده راهی که برای تعویض احساسی موضع سیاسی و جایگزینی دُولِ جدید می باشد ، باشد !!! عجب جمله ای شد !!
همین نویسنده کتابی دارد بنام 1984 که شامل کشورهای یک درجه پیشرفته تر می باشد !!! می توانی آن را هم بعنوان مکمل قلعه حیوانات بخوانی !!
سلام مهدا خان !
تعطيلات خوش مي گذره؟
……
“كوروش خورشيد ايران زمين”با هم از نمايشگاه سال 86 خريديم.(يادش به خير ) اما من اولين كتابي كه بعد از نمايشگاه خوندم همين بود. از اون كتابايي بود كه تا تمومش نكرده بودم كنار نگذاشتمش .(البته آخرش خورد به زمان امتحانات، يادم مياد قبل از يه امتحان كه 1 ساعت زودتر بلند شدم در س بخونم، به جاي درس اينو خوندم.) اما اگه از اين كتاب خوشت اومد اين كتاب رو پيشنهاد ميكنم: “امپراطوري كوروش كبير” نوشته موسي نثري همداني، ويراسته محسن نيك بخت، 676 صفحه، نشر كتاب پارسه.
كتاب خيلي خوبيه. شايد مضمونش كمي با اون يكي باشه اما متفاوته، خوندن اين هم تو نويسندگيت اثر مي داره و هو چيزاي جالبي ياد مي گيري.
بدرود تا درود.
“فکر میکنم به عنوان یک جوان ایرانی باید اسطورههای کهن و نامدار سرزمینم الگوی من باشند”
به شدت موافقم… میخرم… می خوانم… حتمآ
اسطوره ، ایرانی…
چند روز پیشا ماجرای ضحاک ، فریدون و کاوه ی آهنگر که با خمیر ساخته شده بود رو تلویزیون می داد ، با کلی شور و شوق نشستم تماشا کردم و لذت بردم ، حالا ملت هی میرن جومونگ می بینن و نقدش می کنن و می گن شاهکاره ، لعنتی ها…